29

ژانویه

مقدمه یی بر تاریخ نویسی در افغانستان

: تاریخ نویسی در افغانستان خصوصاً در دوره های قبل از اسلام ادامه و تابع تاریخ نویسی در اسلام است و حتی کلمه تاریخ عربی بوده از همان زبان دارد زبان دری شده است.
اینکه تاریخ کلمه عربی بوده و از زبان وارد زبان دیگری شده اختلاف زیاد است.
طرفداران دخیل بودن آن به زبان عربی زیاد است و عقیده دارند که مسلمانها آنرا از اهل کتاب که به مسیحیان و یهودیان اطلاق شده است گرفته اند و این کلمه ظاهراً توسط یونانی های که مسیحیت را قبول کرده اند از زبان عبری وارد زبان عربی شده است و ریشه این کلمه در زبانهای بین النهرین و عربستان وجود داشته است. مثلاً در زبان اکادی (warho) در زبان عبری (Yar) و در زبان آرامی (Yara) و این کلمه در زبان عربی جنوبی (warha) آمده است که معنی همۀ آنها ماه میباشد و در اصطلاح ماه گذاری آمده که معنی تعیین کردن وقت در حساب ماه و روز میباشد. عدۀ هم گفته اند که تاریخ شبه تاریک هم میباشد و آن جز شوخی کاری دیگری نیست ممکن است این گفته به اساس مشابهت باشد که بین کلمه تاریخ و تاریک از حیث وزن موجود است.
از طرفی منظور هم این است که حوادث تاریخی روشن نیست وغیر ممکن است که حقیقت آنرا به آسانی پیدا کنیم این کلمه در زبان کردی و عربی هر دو بکار رفته است که یکی معادل Date و دیگری معادل History انگلیسی است.
لغت نویس دیگری که در قرن 6 م تاریخ را تاریخ کردن معنی کرده است و اینکه در ترجمه این دو مصدر عربی کلمه تاریخ را بکار برده معلوم میشود که این کلمه در زمان مؤرخ مذکور به معنی وقت و زمان استعمال میشده است اما در خراسان آنوقت و افغانستان امروز در قرن پنجم هجری تاریخ به معنی عام خود آمده است مثلاً شخص بیهقی میگوید ” بر سرراندن تاریخ بازگشتم” و یا اینکه ” در این روزها این تاریخ کردن گرفتم”.
اعراب قبل از اسلام تاریخ را به مفهومی که ما امروز میشناسیم عقیده نداشتند و یا آن ارزشی را که شایسته مقام این علم است قایل نبودند اصلاً در آنزمان در سایر نقاط دنیا نیز برای این علم ارج نمی گذاشتند و برای تحقیق آن روش مشخص نداشتند. چنانچه البیرونی راجع به مردمان هنــــد میگوید و متأسفانه هندی ها در نظم تاریخ و وقایع توجه ندارند و جانشینی شاهان نزد ایشان بصورت تاریخوار اهمیت ندارد. وقتی از ایشان مطلبی پرسیده شود عاجز میمانند و افسانه میگویند و آنرا نوع از داستان یا سرنوشت تصور میکنند که بیشتر جنبه ادبی دارد و حس کنجکاوی را ایفا میکند به این جهت در تقسیم بندی که از علوم کرده فرانسس بیکری که علوم را از نظر قواعد سه گانه ذهنی دسته بندی کرده است چنانچه تاریخ را به قوه حافظه علوم ساینس را به قوه عاقله و هنر های زیبا را به قوه مخیله مربوط میداند و این طرز تفکر تا 100 سال پیش یعنی تا اوایل قرن 19 وجود داشت.

متأسفم، نظرات این نوشته بسته است..