5

فوریه

معرفی کتاب تاریخ سیستان

تاریخ سیستان تاریخ یک سرزمین است. نویسنده تاریخ را از زمان ساختنش به دست بانیان خودی تا خراب شدنش به دست مهاجمین بیگانه بیان کرده است .
کتاب با حمد خداوند آغاز می شود و مؤلف در چند صفحة نخست از برخی شخصیتهای باستانی یاد می کند. با بنا کردن سیستان وپس از ذکر فضایل سیستان و نام های سیستان و طریقت مردم سیستان اغاز می شود . به سرعت میرسد به دوره اسلام اما در اثنای این دوره تامل کوتاهی دارد بر حدیث نور مصطفا که در طول چند فصل ادامه دارد از ابتدای ابتدا – از بنا کردن شهر و بانیان نخستین اغاز می کند و در سراغاز دوره اسلامی از بنا کننده اسلام و عالم سخن می گوید. از انتقال نور الاهی از حضرت ادم دنبال می کند و سپس حدیث تحویل نورو دست به دست شدنش از حضرت ادم به شیث و از شیث به نوح و از نوح به ابراهیم و از ابراهیم به اسماعیل تا برسد به قریش و عبدالمصلب و عبدالله. و این مروری کوتاه بر تاریخ عالم می باشد و سپس می رسد به حضرت محمد (ص) . کشور گشایی مسلمانان بعدا آمدن خلفا و والیان که زمان وقوع حوادث این کتاب است. داستان والیان خلفا را یک به یک بیان می کند و تا ایستادگی در مقابل انها و قد علم کردن سیستان از سرداران گمنام خوارج تا زمان یعقوب لیث و عمرو لیث وزد خورد جانیشینان ان دو مرد و روابط سیستان با خراسان سامانیان و والیان سطان محمود و سلطان مسعود غزنوی و سپس هجوم سرداران سلجوقی وخرابی سیستان. در پایان کتاب به نام چغری بیک می خوانید ، میخی ست که به تابوت سیستان می کوبند. نشانه ی شومی ست از پایان یک دوره تاریخی.
مهمترین مطالب قسمت اول عبارت است از: توضیحاتی در بارة عیاران و خوارج سیستان ؛ نامة هارون الرشید به حمزه بن عبداللّه ، از رؤسای خوارج در سیستان ، و پاسخ او به هارون که از گزارشهای ممتاز و منحصربه فرد این کتاب است ؛ مؤلف مطالب جدیدی در بارة تسلط ترکان بر سیستان دارد و شرح مفصّلی در بارة امیران صفاری و فتوحات آنان ارائه می دهد و بر خلاف نوشته های مورخانِ دولتهای رقیب مانند سامانیان و سلجوقیان و غزنویان ــ که به دشمنی با صفاریان پرداخته بودند ــ از آنان به نیکی یاد می کند. قسمت دوم در بارة رویدادهای سیستان پس از وفات ابوالفضل نصربن احمد است. از مطالب مهم این قسمت ، شرح مؤلف در بارة حملة قرامطه به سیستان است بیشتر مطالب این قسمت در بارة رکن الدین محمود، شاه نیمروز (سیستان )، و درگیریهای او با امیران مغول است
در این کتاب اطلاعات ارزشمند تاریخی‌ای وجود دارد که در کتاب‌های دیگر یافت نشده‌است، از جمله:
• اطلاعاتی پیرامون آغاز شعر فارسی و نخستین شاعران پارسی‌گوی که در دربار یعقوب لیث پدید آمدند.
• نقل سرود آتشکدهٔ کرکوی که شاید یکی از قدیمی‌ترین سروده‌ها به زبان پارسی یا گویشی بسیار نزدیک به آن باشد.

مطالبی مهمی که در تاریخ سیستان وجود دارد عبارت از ماجرای سرودن نخستین شعر فارسی دری از قول تاریخ سیستان آمده است که قسمتی از ان را ذکر می نمایم :

پس شعرا اویعقوب لیث صفاری را شعر گفتندی به تازی:
قد اکرم اللّه اهل المصر و البلد بمُلک یعقوب ذوالاَفضال و العُدد
… چون این شعر برخواندند او عالم نبود، درنیافت. محمد بن وصیف حاضر بود و دبیر رسایل او بود و ادب نیکو دانست و بدان روزگار نامهٔ پارسی نبود. پس یعقوب گفت: چیزی که من درنیابم چرا باید گفت؟ محمد وصیف پس شعر پارسی گفتن گرفت و پیش ازو کسی نگفته بود که تا پارسیان بودند سخن ایشان به رود بازگفتندی، بر طریق خسروانی، و چون عجم برکنده شدند و عرب آمدند، شعر میان ایشان به تازی بود و همگنان را علم و معرفت شعر تازی بود و اندر عجم کسی برنیامد که او را بزرگیِ آن بود پیش از یعقوب که اندرو شعر گفتندی، مگر حمزة بن عبداللّه الشاری و او عالم بود و تازی دانست. شعرای او تازی گفتند و سپاه او بیشتر همه از عرب بودند و تازیان بودند، چون یعقوب زنبیل و عمار خارجی را بکشت و هری بگرفت و سیستان و کرمان و فارس او را دادند، محمد بن وصیف این شعر بگفت:
ای امیری که امیران جهان، خاصه و عام بنده و چاکر و مولای و سگبند و غلام

دیدگاهتان را بیان کنید!