12

فوریه

تاریخ نویسی در دوره عباسیان

با غلبه المهدی و هارون الرشید بر دولت قوی میزانس تغییر قابل توجه ای در زندگی اجتماعی و فرهنگی جهان اسلام بوجود آمد.
وضع پرتجمل زندگی در بغداد آنروز این شهر را در تاریخ و افسانه بسیار مشهور ساخت آنچه بیشتر موجب شهرت این دوره گردید توسعه و پیشرفت قابل توجه ای بود که در علوم و معارف دیده شد از همین جهت است که دوره عباسی را از بزرگترین دوره های ترقی علوم در اسلام دانسته اند. پیشرفت علوم در اسلام بیشتر مربوط به انتقال آن از مدنیت های غیر اسلامی یعنی یونانی، خراسانی و هنـــدی بود و این کار از راه ترجمه کتب علمی آنها صورت گرفت. اعراب از خود فلسفه ، علوم و ادبیات منکشفه نداشته اما حس کنجکاوی ذهنـی و علاقه بسیار شدید به یاد گرفتن علوم بین آنها موجود بود اعراب در سوریه با مدنیت آرامی آشنا شدند که آن خود متأثر از مدنیت یونانی بود در قسمت های شرقی خلافت خویش با مدنیت های آریایی و خراسانی رو برو شدند و در مدت ربع یک قرن با تأسیس بغداد دنیای عربی زبان مالک آثار فلسفی ارسطو، افلاطون و نوشته های طبی جالینوس شدنــد و همچنین آثار علمی هنـــدی و خراسانی را ترجمه نمودنـــد در مدت کوتاه عرب ها آنچه را یونانی ها و یا هنــدی ها برای ایجاد و انکشاف آن قـرن های صرف نموده بودنــد یاد گرفتنــد.قسمت بزرگ نوشته های تاریخی عرب که برای ما مانده است متعلق به دوره عباسی میباشــد و آنچـه از دوران بنی امیــه باقی مانده است ناچیـز است.
موضوع اول تاریخ در این دوره عبارت بود از روایات و حکایات کوتاه و مختصر قبل از اسلام و احادیث که بر سیرت حضرت پیغمبــر تعلـــق داشت در موضوعات اخبار سیرت ابن هشام شهرت خاص دارد چنانچه در الفهــرست ابن ندیم 179 کتابی را به او نسبت میـــدهــد اما از جمله تمام این کتابهـا تنها سه کتاب باقی مانــده است. در کتب تاریخی دیگــر عربــی نیز نقل قول ها از آثار او دیده میشود مثلاً کتاب تاریخ طبری کتب قدیم سیرت مشتمل بود به احوال و احادیث پیغمبــر که معروف ترین و قدیم ترین آنهــا از ابن اسحـق است و ابن اسحق از مردمان مدینــه بود و جد او بدست خالد ابن ولید در سال 633 م در عراق اسیر گرفته شد.
ابن اسحق در سال 151 هـ ق در بغداد چشم از جهان بست، کتب سیرت او به واسطه ابن هشام که نام او قبلاً ذکــر شد به ما رسیــده است.
پس از این کتابها در کتب تاریخی دوره عباسی کتابهای دیده میشود که از غزوات و فتوحات مسلمانان بحث میکنــد مثلاً معاذی موسی ابن عقبــه و کتاب واقدی بنام فتوح الشام.
موسی و واقــــدی هــر دو از اهل مدینه بودند ابن سعد که او را کاتب واقـــدی میگــویند اولین کتاب را در احوال پیغمبر و اصحاب آنحضرت نوشت که کتاب او بنام طبقات یاد میشود این کتاب مشتمل است بر احوال پیغمبــر ، صحابه و تابعیـــن تا زمان خود مؤلف.
دو مؤرخ بزرگ معاذی و فتوح عبارت بودند از ابی عبدالحکــم و بلاذری ، ابن عبدالحکم از مصــر بود و کتاب فتوح مصر را به رشتـه تحریردر آورد.
این کتاب از فتوحات اسلام در مصر و شمال افریقا و هسپانیه میباشد، فتوح البلادن و انصاب الاشراف میباشد. فتوح البلادن مشتمل است بر روایات زیاد راجع به فتح ممالک اسلامی با این کتاب مونوگراف بحیث نمونه مختصر تاریخ نویسی در اسلام به پایان رسیــد.
در اواخر قرن نهم میلادی مؤرخین اسلامی با استفاده از اسناد کتبی به تدوین تاریخ اقدام کردند این اسناد موجود نزد آنها عبارت بود از روایات عرب ، حدیث ، سیرت و انصاب.علاوه بر آن کتبی که از مردمان غیر عرب چون یونانی ها ، هنــدی ها ، ایرانیان ، اهل خراسان یا افغانستان امروزی برای شان رسیده بود و کتبی که به زبان پهلوی نوشته شده بود بنام خــداینامــه ابن مقفع به زبان عربـــــی ترجمـــه کــــــرد.

دیدگاهتان را بیان کنید!